دادا احمد

نرگس ، محمد یوسف ، حسین، محمد جواد و دیگران

دادا احمد

نرگس ، محمد یوسف ، حسین، محمد جواد و دیگران

دادا احمد

خواهرزاده های من:
نرگس سادات........................... متولد: 6/88
محمدیوسف............................. متولد: 6/89
سید حسین(برادر نرگس).......... متولد: 10/91
محمدجواد(برادر محمدیوسف)... متولد: 4/92


فرمود: بمیرید پیش از آنکه بمیرید.
نوشتن مردن است.
و روز "نقد"، روز حساب.

بیایید این مرده ها را از قبرهایشان بیرون بکشیم.
این مرده ها، ملت من اند.

تازه
پربیننده ترین مطالب
يكشنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۴، ۱۱:۱۹ ب.ظ

کار ها

تا نگاه می کنی ساعت 9/5 شده.

مادر صدا می زند بفرمایید شام.

مطالعه های ناتمام، محدوده های بی سرانجام، مقاله های خام...

خودکاری لای ذهنت می گذاری و به هسته ی خانه برمی گردی.

از پشت سر و صدای همه ، سفره پیداست.

خوراک بادمجان و کدو ، ته چین مرغ، سالاد شیرازی... چه مجمعه ای!

مثل اینکه مادر به همه کارهایش رسیده...

  • دادا احمد

نظرات  (۴)

  • سید مجتبی امین
  • مجمعه ای که روی زمین تبدیل میشه به هسته ی خانه 

    ولی هرچقدر آدم فکر می کنه نمی فهمه چطوری ممکنه کارهای به ظاهر ساده اثری به این عمق داشته باشند؟!

    انگار تئوری بردار نیستن
    باید تجربه بشن. فقط

  • امیرحسین معتمد
  • ...؟ غیره؟ داریم شوخی می‌کنیم؟

    مجمعه؟ واوش جا افتاده؟
    نکند این کلمه صورتی است آشنایی زدایی شده از مجموعه؟
    اسم مفعول را بخواهیم آشنایی زدایی کنیم، می شود اسمِ آلت؟

    سطر آخر، یک «این بار» کم ندارد؟ معترضیم یا شگفت‌زده؟


    نه رییس، نه!
  • فاطمه حمزه لوی
  • خوش به حال مادر
    که به همه ی کارهایش رسیده و احتمالا ذهن و دلش آرام است
    راه به راه دوست دارم بخوانمت
    کلماتت بالغ شده اند
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی